یکی ازکوزه ها ترك داشت و مقدارى از آب آن به زمين میريخت. کوزه شکسته شرمگین بود.
پیرزن گفت: هیچ توجه کرده ای که گلهای زیبای این جاده درسمت تو روییده اند؟ اگر تو اینگونه نبودی این زیبايی ها طروات بخش خانه من نبود.
در هر کسی خوبیهایش را جستجو کن. بدنبال شکستگی ها نباش که همه بگونه ای داریم و این اصلا شرمندگی ندارد. خلقت ما اینگونه است.
ما را در سایت داستان حضرت موسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 153